على ربانى گلپايگانى
203
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
1 - زمانى كه شىء موجود است . 2 - زمانى كه معدوم است . 3 - زمانى كه اعاده مىگردد . و از طرفى فرض اين است كه آنچه اعاده شده است از هرجهت با موجود نخست يكسان و بلكه عين آن است ، يعنى خود آن موجود نخست است كه در زمان سوم موجود گرديده است ، پس يك موجود است كه عدم ميان وجود آن فاصله گرديده است ، و به تعبير صدر المتألهين اين واقعيت از نظر زمان بر خودش مقدم گرديده است ، و تقدم شىء بر نفس محال است ، خواه تقدم از نظر مرتبه باشد و يا تقدم از نظر زمان . آنچه در فهم اين برهان مؤثر و مفيد است ، توجه دقيق و تصور صحيح نسبت به كلمه « عينيت » و « تخلل عدم » در وجود يك شىء است ، هرگاه « معاد » عين « مبتداء » است ، پس در حقيقت يك موجود است نه دو موجود . و از طرفى در زمان دوّم عدم راه يافته و ميان زمان اول و دوم فاصله شده است ، پس در هستى و واقعيت يك موجود عدم فاصله شده است ، نه اينكه عدم ميان دو بخش از يك واقعيت فاصله شده است ، بلكه ميان تمام يك واقعيت و خود آن ، متخلل گرديده ، پس اين موجود در زمان سوم قبلا در زمان اوّل موجود بوده است و اين تقدم شىء بر نفس و محال است . در اين برهان ، اعاده زمان فرض نشده است و عينيت معاد و مبتدا از جهات ديگر است . اكنون بايد ديد ملاك امتناع اعاده چيست ؟ همانگونه كه يادآور شديم صدر المتألهين ملاك محال بودن آن را تقدم شىء بر نفس از نظر زمان مىداند و آن را به منزله تقدم شىء بر نفس از نظر ذات دانسته است ، كه ملاك امتناع « دور » است ، لكن تقدم شىء بر نفس در دور ( چه در بحث تعاريف و چه در بحث علت و معلول ) به خلف و اجتماع نقيضين بازمىگردد و امتناع آن به همين ملاك است . مثلا مىگوئيم ، « الف » علت « ب » است ، حال اگر « ب » هم علت « الف » باشد ، لازم مىآيد كه « ب » هم در مرتبهء متأخر از مرتبه « الف » باشد ؛ چون معلول آن است و هم در مرتبهء متقدم بر « الف » باشد ؛ چون علت آن است ، پس « ب » قبل از آنكه موجود